وزارت سحر و جادو | Ministry OF Magic
محفلی برای دوستداران هری پاتر
به گزارشی که سایت Rupert-Grint.us داده فیلمبرداری فیلم جدید روپرت گرینت با نام Cherry Bomb به اتمام رسیده است. به احتمال زیاد این فیلم که تصویربرداری آن در ایرلند انجام شده است، در سال ۲۰۰۹ اکران شود.
می تونید این سه عکس رو در گالری عکس ما در قسمت گالری عکس روپرت گرینت ببنید
از این لینک استفاده کنید
بازم معذرت می خوام
از همه ی شما و همین طور آقا امید
شرمندتونم
ببخشید
من حدود دو هفته میشه که نتم قطع بود همش هم تقصیر این شرکت ساپورت کننده ی نتم بود
به موقعش یه حالی ازشون می گیرم که دیگه از این غلطا نکنن
بیچارشون می کنم
در ضمن من می خوام تمام اخباری که تو این مدت که نبودم منتشر شد رو تو وب بذارم
چون می خوام آرشیوم کامل باشه
راستی از همه ی شما که نظر دادید ممنونم
از همتون معذرت می خوام
راستی از دست نویسنده هام هم ناراحتم چون فقط دوتا مطلب گذاشتن
یه خبر بد که می دونم شما هم می دونید
تاریخ اکران فیلم شش به تعویق افتاده
خب دیگه من برم سراغ اخبار
با تشکر
وزیر سحر و جادو![]()
يه شعر جالب براتون دارم.حتما لذت مي بريد.
رزم رستم و .............پاتر!!!!!!
كنون رزم پاتر و رستم بگوش دگرها شنيدي خوب اين هم به روش
هري با قدم هاي محكم رسيد صداي هري را چو رستم شنيد
پريد رستم از زين رخش خودش هري هم پياده شد از آذرخش
نگه در نگه....دشت خاموش و خف جهاني فرو رفته كلا به كف
همه مات و مبهوت اين ماجرا كه رستم چه خواهد كند بچه را؟؟
سپاه دليران كه زاغارت بود ولي تيم پاتر ز هاگوارتز بود
رون و هرميون....چو و شخص مدير كه اسمش فراموش كردم حقير!!
هري گفت رستم تويي نره غول؟ بياموزمت فن رزم از اصول
شنيده بدم هيكلت خوشگل است نبرد و ستيزه تو را مشكل است
ولي رستم آن قد كه ميديد بود سرش تا كمربند هاگريد بود
بدو گفت رستم برو بچه جون برو انگليس درستون رو بخون
سوالي مرا آمده اي پسر ندارد سر دسته جاروت خطر؟؟
من آنم كه ايران به دست من است ز چين تا دبي جمله پست من است
منم رستم زال دستان منم جوانمرد و شير دليران منم
گرت من كنم فوت بادت برد دگر لرد ومدمورت يادت رود.......
هري چون شنيد اسم اسمش نبر عجب كرد احساس رعب و خطر
جهان پيش ان دو تيريپ خسته است هري روي جاروش بنشسته است
هري ميكند چوب خود را تميز و چوبش زند هي جرقه يه ريز
كمانش بياورد رستم برون هري هم پنير و نوتلا و نون
خودش را كند تقويت مرد يل مبادا كند ضعف و گردد خجل
دو يل وارد گود ميدان شدند جماعت دگر بار حيران شدند
همه ناخن رعب خود مي جوند مبادا بيابد يكي شان گزند
و رستم كمان چاره كار ديد و فورا ز رخشش به پايين پريد
بر او راست چپ كرد و چپ كرد راست هري زل زده بود به اون عين ماست
هري و بلر هر دو در خاك به... جهان پاك از اين هر دو ناپاك به...
خلاصه كمان را به آخر كشيد به جز چشم پاتر كه چيزي نديد....
چو زه را رها كرد سردار طوس هري گقت:((سان ديس سيريش سيم سيوس!!))